
جاده مانده است و من و این سر باقی مانده
رمقی نیست در این پیکر باقی مانده
نخلهابی سر و شط از گل و باران خالی
هیچ کس نیست در این سنگر باقی مانده
تویی آن آتش سوزنده خاموش شده
منم این سردی خاکستر باقی مانده
گر چه دست و دل و چشمم همه آوار شده
باز شرمنده ام از این سر باقی مانده
روز و شب گرم عزاداری شب بوهایم
من و این باغچه ی پر پر باقی مانده
پیشکش باد به یکرنگی ات ای مرد ترین
آخرین بیت این دفتر باقی مانده
تا ابد مرد ترین باش و علمدار بمان
با تو ام ای یل نام آور باقی مانده
شهید محمود سلیم آبادی
نظرات شما عزیزان:
slm
maaaaaaaaaaaaaaaa up shodim
bodo biyaaaaaaaaaaaaaaa
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 24 مهر 1390
توسط
محمد سلیم آبادی فراهانی